خرید بک لینک



مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی



در تعبیری زیبا از وظایف منتظران در دوران غیبت میفرماید:


پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم


خودش هم رفت پشت پرده. از آنجا نگاه میکرد میدید کی چه کار میکند، مینوشت توی یک


کاغذی که بعد حساب و کتاب کند یکی از بچهها که گیج بود،


حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید


یکی از بچهها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن

و داد و فریاد که من نمیگذارم کسی اینجا را مرتب کندیکی که خنگ بود، ترسید.

نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمیگذارد، مرتب کنیم

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده.


تند و تند مرتب میکرد همهجا را


میدانست آقاش دارد توی کاغذ مینویسد


هی نگاه میکرد سمت پرده و میخندید. دلش هم تنگ نمیشد.


میدانست که آقاش همین جاستتوی دلش هم گاهی میگفت


اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر میکنم


آن بچه شرور همه جا را هی میریخت به هم، هی میدید این خوشحال است،


ناراحت نمیشود وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد


ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد.


او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد


زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش


شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش


نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن


خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36

در کتاب تورات که از کتب آسمانی به شمار می رود و هم اکنون در دست اهل کتاب و مورد قبول آنها است، بشارات زیادی از آمدن مهدی موعود و ظهور مصلحی جهانی در آخر الزمان آمده است که چون مضمونهای آن بشارات در قرآن کریم و احادیث قطعی و متواتر اسلامی به صورت گسترده ای وارد شده و نشان می دهد که مسأله «مهدویّت» اختصاص به اسلام ندارد، قسمتی از آن بشارات را در اینجا می آوریم، و برخی از نکات آنها را توضیح می دهیم تا موضوع تشکیل حکومت واحد جهانی، و تبدیل همه ادیان و مذاهب مختلف به یک دین و آیین مستقیم، برهمگان روشن شود.
گفتنی است که چون در کتاب «عهد عتیق» (یعنی: تورات و ملحقات آن) همچون کتاب انجیل، از بازگشت و رجعت حضرت عیسی (علیه السلام)سخن به میان آمده است و این مطلب، رابطه مستقیم با ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)دارد، در ضمن بشارات ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)، فرازهایی از «تورات» را آورده ایم تا دانسته شود که قوم یهود نیز بر اساس آنچه در کتابهای مذهبی خودشان آمده است همچون مسلمانان به «رجعت» و بازگشت حضرت مسیح(علیه السلام)معتقدند. و در این باره تردید ندارند که بالاخره روزی فرا می رسد که حضرت عیسای روح الله(علیه السلام)به زمین باز می گردد و برخی از آنها را تنبیه و از برخی دیگر انتقام می گیرد، هر چند که بسیاری از آنان بر اثر آیات و معجزاتی که از حضرت مهدی(علیه السلام)و عیسای مسیح(علیه السلام)می بینند ایمان آورده و تسلیم می شوند و در برابر حق خاضع و خاشع می گردند.
اینک به قسمتی از بشاراتی که در «تورات» و ملحقات آن آمده است، توجّه فرمایید:

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36


در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.

در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.

در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده میكنيم:

1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36

ما به عنوان دوست دار و شیعه ی امام زمان علیه السلام و به حکم عقل وظایفی در قبال ایشانداریم از جمله:

امامزمان علیه السلام به ما سفارش نموده اند که برای فرجشان بسیاردعا کنیم زیرا این کار باعث گشایش مشکلات ما هست.

« اکثروالدعّا بتعجیل الفرج فان ذلکفرجکم »

دعا ، فی نفسه ارزش عبادتی دارد وسبب قربما به خداوند و اهل بیت علیهم السلام می گردد.

هنگام که برای امام زمان علیهالسلام دعا می کنیم ، آن بزرگوار نیز بنا به جوانمردی اش برای ما دعا خواهند کرد.

بهوسیله دعا برای ظهور امام عصر علیه السلام موجب خشنودی همهانبیا و اولیا ، به ویژه پیامبر اکرم (ص) و ائمه ی هدی علیه السلام را فراهم آورده ایم.

امامعسکری علیه السلام دوره غیبت را دوره فتنه و مهلکه خوانده اند و راه نجات را نیز موفق شدنبر دعای امام زمان علیه السلام نشان داده اند.

گرهگشایی از مشکلات شیعیان ودوستان امام زمان علیه السلام وظیفه همه ماست در همهی زمان ها مخصوصا در دورهغیبت که مشکلات مادی و معنوی بیش از دیگر دوران است.

امامزمان علیه السلام خطاب به علی بن مهزیار اهوازی از عدم رسیدگی برخی از شیعیان بهدیگران شکوه و ابراز ناراحتی نمودند و همین امر را عامل بی توفیقی آنها در دیدارامام خود دانسته اند.

پیامبر(ص) فرمودند : (( من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم )) هر کس روزی راآغاز کند در حالیکه در فکر امور دیگر مسلمانان نباشد مسلمان نیست.

برپاییمجالس و محافل ، در جهت آشنا نمودن و متذکر کردن افراد با وجود نازنین و مقدس امامزمان علیه السلام سفارش همهی ائمه علیهم السلام است.

امامصادق علیه السلام فرمودند : خداوند رحمتکند بنده ای را که خود را وقف می کند تا مکتب ما زنده بماند.

یکی ازحاضرین پرسید احیای امر و زنده کردن مکتب شما یعنی چه ؟ ایشان فرمودند : یعنیمعارف وعلوم ما را فرابگیرد و به دیگر برادران دینی بیاموزد.

قابلذکر است تلاش در جهت فراهم کردن مجالسی که یادشد برای هرکس و هر شخصی به صورت هایمختلفی ممکن است اعم از ایجاد تسهیلات مادی یا فراهم کردن خوراک علمی یا یه هرترتیب دیگر.

منبع :جزوات درسی

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36

در روايات، استقامت در دين، پارسايى و تخلق به مكارم اخلاق از ويژگى هاى منتظران حقيقى شمرده شده است.

پیامبرگرامىاسلام (ص) در تجليل از مقام شامخ منتظران حقيقى خطاب به صحابه فرمود: شمااصحاب من هستيد، ليكن برادران من مردمى هستندكه در آخرالزمان مى آیند.

آنگاه در مقام توصيف اوج مجاهدت و تدين ايشان مى فرمايد: هر يك از ايشان،بيش از كسى كه بر زجر پوست كندنِ درختِ خار با دست خالى در شبِ تاريك يانگهدارىِ آتش سوزانِ چوبِ درختِ تاغ دركفِ دست صبر مى كند، در ديندارى خوداستقامت مى ورزد. به راستى كه آنان چراغ هاى هدايت در شب هاى ظلمانىهستند. (1)

امام جعفر صادق (ع) نيز فرمود: هركس بخواهد در شمارمنتظران حقيقى آن عدلِ منتظَر باشد، بايد پارسايى پيشه كند و متخلَق بهمكارم اخلاق گردد. (2)

1- بحار الانوار ج52ص124.
2- بحار الانوار ج52 ص14.

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36

سطحی نگری که تقریبا قریب به اتفاق همه ما به آن مبتلا هستیم یکی از آفت های فکری جامعه ماست

در این داستان جالب شما با وقایعی آشنا میشوید که ذهن هر ایرانی و دوستدار امام زمان ، مشتاق به پذیرفتن فوری آن است بدون آنکه آن را با عقل هوشمند و یا شرع شریف مقایسه کند

از جمله داستان هایی که تحت تاثیر حوادث زمان خود شکل گرفته و پس از مقداری تحریف، تطبیقی بی جا در مورد آن صورت گرفته، و در برخی مجامع روایی شیعه نفوذ کرده است، داستانی به نام «جزیره ی خضراء» است. از آن جا که در دو دهه ی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بی اطلاع از تاریخ، این داستان منتشر شده و به علاوه، در تکلفی ناشیانه، آن را بر "مثلث برمودا" و حوادث آن تطبیق کرده اند، لازم شد در اطراف این واقعه، کنکاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود.

خلاصه ی داستان
مرحوم علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار، ج 52، ص 159 می نویسند:

رساله ای یافتم مشهور به داستان جزیره ی خضراء ... و چون آن را در کتاب های روایی ندیدم، عین آن را در فصل جداگانه ای آوردم ..................

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36

بشر به دلیل ضرورت ها و نیازهاى اجتماعى خود، صورتهاى مختلفى از نظام هاى سیاسى به وجود آورده است. نظامهاى قبیله اى و حکومت هاى سلطنتى موروثى مطلقه یا مشروطه و جمهورى در قالب هاى مختلف، نمونه هاى آن هستند. در بین اندیشمندان مسلمان نیز حکومت با محتوایى دینى همواره مورد بحث بوده است و در این مورد دیدگاههاى مختلفى ارائه شده است. حکومت دینى مبتنى بر نصوص یا خلافت منتخب امت بوسیله بیعت، تراضى اهل حل و عقد، انتخاب خلیفه قبل، شوراى نخبگان، استیلایا وراثت، نمونه هایى از این دیدگاه هاست.[۱]

شیعیان در عصر حضور امام معصوم، بر نظام امامت مبتنى بر نص اتفاق نظر داشته اندولى در مورد عصر غیبت نگرشهاى متفاوتى نسبت به موضوع سیاست و دولت وجودداشته دارد.

با غیبت امام دوازدهم(عج)، علما شیعه تا مدتها همچنان بر مواضع زمان حضور امام،پاى مى فشردند یعنى؛ حکومت را حق ائمه دوازده گانه(ع) مى دانستند و کلیه حکومت هاى «غیر معصوم»، «غیر منصوب» را نامشروع تلقى مى کردند. آنان بر اساس احادیث اهل بیت(ع) در منصب افتا و قضا مردم را به علماء شیعه ارجاع مى دادند.[۲] وظیفه در مقابل حکومت هاى غاصب و سلاطین جور «تقیه» بود.[۳] براى علما و مردم قیام و مبارزه با حکام غاصب، بدون اذن و حضور امام معصوم، حرام تلقى مى شد[۴] و قیام براى تشکیل حکومت عادلانه موکول به ظهور امام زمان(عج) شده بود.[۵]

احتمالاً به نظر علما این وضعیت طولانى و پایدار نبود چون آنان ظهور امام را نزدیک تصور مى کردند و در امور مالى، تصرف در سهم امام را جایز نمى دانستند بلکه فتوا به نگهدارى، ودیعه گذاشتن یا دفن آن براى امام زمان(عج) مى دادند تا پس از ظهور، آن راتحویل ایشان دهند یا چون طبق روایات، در زمان ایشان گنج ها استخراج مى گردد، این اموال به دست حضرتش برسد.[۶]

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36



در سال های اخیر، توجه روز افزون اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان، به موضوع مهدویّت و انتظار، موجب رونق بازار کتاب ها و نشریه های مرتبط با این موضوع شده و هر از چندگاه، کتاب یا نشریه ی جدیدی به این جرگه وارد می شود.
پدیده ی یاد شده گر چه در جای خود بسیار مبارک و امیدوار کننده است، ولی بیم ها و نگرانی هایی را هم در پی دارد که بایسته است علمای حوزه، صاحب نظران مسائل اعتقادی و مسئولان فرهنگی کشور با حساسیت و دقت نظر بیشتری به این پدیده توجه کنند.

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36

قرن هاست که از تقابل مجریان ادیان می گذرد. جنگ هایی ماندگار تا ثابت شود کدام دین حق است. شاید این جنگ ها نوعی تنازع بقا برای ادیان بوده است. و این گونه نبرد ها برای بسیاری از مجریان دینی غرب از نوعی تقدس برخوردار است. تا جاییکه نبردهای صلیبی نه تنها برای بعضی از سردمداران به اصطلاح دیندار، مایه تاسف نیست بلکه بارها از تریبون های جهانی اعلام می گردد که ممکن است دوباره یاد و خاطر جنگ های صلیبی را پاس بداریم.

کشورهای اسلامی خاطرات تلخی از کشورهای استعماری دارند. ولی روح اسلام خواهی و عدم پذیرش ظلم، مسلمانان را به مبارزه ای سخت فرا می خواند تا برای بیرون نمودن آخرین متجاوز از پای ننشینند. تعالیم الهی در این گونه مواقع نه تنها کم نبود بلکه آنقدرغنی و آشکاربود که به مرور زمان باعث تقویت قوای دینی مسلمانان شد.

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36

قرآن در مورد جوانان گزارش و ارزش گذارى چشم گیرى دارد و آنان را داراىقدرتى مى داند كه در بعد روحى اش به خیر خواهى ، آرمان گرایى ، ستیز بافساد محیط ، همگرایى و الگوپذیرى قابل تفسیر مى باشد. اگر جوانان از آسیبهاى: ركود فكرى ، حماقت ناشى از خودخواهى ، ناامیدى ، حاكمیت غریزه جنسى واحساس حقارت مصون بمانند و بزرگسالان در حوزه تعبد ، آموزش ، پرورش ،مدارا ، احترام به شخصیت ، معرفى الگو و ازدواج با آنان همكارى نمایندتاریخ به شكل مطلوب رقم مى خورد.


كلید واژه ها : جوان ، قرآن ، نیروى جوانى ، آموزش ، پرورش ، كمال طلبى ، آرمان گرایى ، آسیب پذیرى ، تعبد ، الگو ، همیارى ، شخصیت.

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:36

دعای امام عصر(عج) برای علامه مجلسی
درباره ولادت «علامه محمد باقر مجلسی» آورده اند:
عالمی بزرگوار از اهل خراسان که با «علامه محمدتقی مجلسی» رفاقت داشت به زیارت عتبات عالیات مشرف شد. وی در اثناء بازگشت از عراق، در خواب دید که:
وارد خانه ای شد که پیامبر(ص) و دوازده امام معصوم(ع) همگی به ترتیب نشسته اند و بعد از امام دوازدهم(عج)، عالمی خراسانی نشسته است. در این موقع، علامه محمدتقی مجلسی وارد شد و شیشه گلابی آورد و پیامبر(ص) و امامان(ع) از آن گلاب استفاده کردند و به عالم خراسانی نیز گلاب دادند. آنگاه علامه مجلسی رفت و قنداقه ای را به دست گرفت و به خدمت رسول خدا آورد و عرض کرد: «برای این طفل دعا کنید تا خداوند عالم او را مروج دین گرداند». حضرت رسول(ص) هم آن قنداقه را گرفتند و دعا فرمودند. بعد از آن، پیامبر(ص) قنداقه را به دست علی(ع) داد و فرمود: «برای او دعا کن». آن حضرت نیز قنداقه را به دست گرفته و دعا کردند. پس از آن به دست یک یک امامان داده و همه آن انوار الهی دعا کردند. در آخر حضرت صاحب الامر(عج) آن را پس از دعا به دست آن عالم خراسانی داده و او نیز دعا کرد.
چون عالم خراسانی از خواب بیدار شد، به طرف اصفهان حرکت کرده و بر علامه محمدتقی مجلسی وارد شد. در آن موقع علامه شیشه گلابی آورد و آن عالم استفاده کرد. وی سپس به داخل رفت و قنداقه ای را آورد و به دست آن عالم داد و فرمود: «این کودک امروز متولد شده؛ شما برای او دعایی بنمایید».
آن عالم خراسانی خواب خود را به یاد آورد و برای پدر علامه مجلسی تعریف نمود.
آن قنداقه، نوزادی به نام محمدباقر بود که بعدها «علامه محمدباقر مجلسی» شد و با زحمات بسیار علوم و احادیث اهل بیت(ع) را زنده نگه داشت.
فتوای اشتباه شیخ مفید و عنایت غیبی امام عصر(عج)
شخصی روستایی خدمت شیخ رسید و سؤال کرد: «زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است؛ آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا این که با آن حمل، او را دفن کنیم»؟ شیخ پاسخ داد: «با همان حمل او را دفن کنید»!
آن مرد برگشت. در میان راه دید سواری از پشت سر می تازد و می آید، چون نزدیک رسید، گفت: «ای مرد، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید». آن مرد چنین کرد.
پس از چندی ماجرا را برای شیخ نقل کردند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است. حالا که در احکام شرعیه خطا می کنم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم». لذا به خانه رفت و در خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی داد.
تا اینکه از سوی حضرت ولی عصر(عج) توقیعی (نامه ای) برای شیخ بیرون آمد با این مضمون که: «وظیفه ی شماست که فتوا بدهید و وظیفه ی ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید». پس از این دستور، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست.
نقل شده است که در مدت ۳۰ سال، ۳۰ توقیع از ناحیه مقدس امام عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شد و در عنوان توقیع نوشته بود: «للاخ الاعز السدید الشیخ المفید» یعنی «برای برادر گرامی و استوار، شیخ مفید».
هدیه امام عصر(عج) به مامقانی
«شیخ عبدالله مامقانی» می گوید: یک شب هنگام نوشتن کتابی، به "کتاب رهن «تهذیب» شیخ طوسی" احتیاج پیدا کردم. هر قدر فکر کردم که در این وقت شب کتاب را کجا پیدا کنم، فکر به جایی نرسید.
در همان حال دلم شکست و اشکم جاری شد. به امام زمان(عج) متوسل شدم و عرض کردم: «سیدی! من برای شما زحمت می کشم و این کار مال شماست. پس شما باید به من کمک کنید».
ناگهان گویا به من الهام شد که در میان کتاب های پاره و اوراق باطله ای که در گوشه طاقچه اتاق بود بگردم. با اینکه قبلاً چندین بار آنها را زیر و رو کرده بودم و حتی احتمال هم نمی دادم که مطلوب من آن جا باشد. بلافاصله از جا برخاستم و مجدداً آنها را جستجو کردم. ناگهان به نسخه ای از کتاب تهذیب برخوردم که با خط بسیار جالبی نوشته شده بود. فوری آن را برداشتم و مورد استفاده قرار دادم.
آن کتاب چند روزی نزد من بود و مطالب آن را مورد استفاده قرار دادم. بعد از پایان کارم آن کتاب ناپدید شد و هرچه گشتم آن را نیافتم.
دعای امام عصر(عج) برای تولد شیخ صدوق
درباره ولادت «شیخ صدوق» آمده است: پدر وی «علی بن بابویه» خدمت «ابوالقاسم حسین بن روح» نایب خاص امام عصر(عج) رسید و نامه ای برای آن حضرت نوشت و در آن نامه از حضرت خواست که در حق او دعا نماید تا خدا به او فرزندی عنایت فرماید.
چون نایب خاص حضرت، جواب نامه را آورد علی بن بابویه دید که حضرت نوشته است: «قد دعونا الله لک بذلک و سترزق ولدین ذکرین خیرین» یعنی «ما دعا کردیم درباره حاجتت، و بزودی خداوند دو پسر نیکوکار به تو عنایت می کند».
به برکت دعای حضرت، خداوند به او دو پسر عنایت نمود: «ابو جعفر» و «ابو عبدالله» ؛ که ابو جعفر کنیه «محمد بن علی بن بابویه» معروف به شیخ صدوق و کتاب بزرگ «من لایحضره الفقیه» را نوشت.
سؤالات علامه حلی از امام عصر(عج)
«علامه حلی» شب جمعه ای به زیارت سیدالشهداء(ع) می رفت؛ تنها بود و بر الاغی سوار شده و تازیانه ای در دست داشت.
در بین راه، شخص عربی پیاده به همراه علامه راه افتاده و با هم به صحبت مشغول شدند. چون مقداری راه رفتند، علامه متوجه شد که این شخص مرد فاضلی است. پس برخی مسایل علمی مطرح کرد و بیشتر متوجه شد که همسفرش مردی متبحر و صاحب علم و فضیلت است.
علامه مشکلاتی که برایش در علوم پیش آمده بود را یک به یک از آن شخص سؤال می کرد و آن شخص نیز همه آنها را جواب می فرمود تا این که به مسأله ای رسیدند که آن شخص فتوایی داد و علامه آن فتوا را رد کرد و گفت: «حدیثی برای فتوای شما نداریم». آن مرد پاسخ داد: «حدیثی در این باب، شیخ طبرسی در تهذیب ذکر کرده است. شما از اول کتاب تهذیب فلان قدر ورق بزنید در فلان صفحه در سطر چندم این حدیث را مشاهده خواهید نمود».
علامه تعجب کرد که این شخص چه کسی است که این همه علم دارد؟
آنگاه علامه از آن شخص پرسید: «آیا در زمان غیبت کبری، می توان امام زمان(عج) را زیارت کرد یا نه؟». در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد. پس، آن شخص بزرگوار خم شد و تازیانه را از روی زمین برداشت و در دست علامه گذاشت و به علامه فرمود: «چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید در حالی که دست او در میان دست توست؟!».
پس، علامه بی اختیار خود را از روی الاغ به زیر انداخت که پای آن حضرت را ببوسد و غش نمود. چون به هوش آمد، کسی را ندید. به خانه برگشت و به کتاب تهذیب مراجعه کرد و آن حدیث را در همان صفحه و سطری که حضرت نشان داده بود، ملاحظه نمود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع: داستان هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با تصرف و ویرایش)

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:32

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على اعدائهم أجمعين


خداى متعال مى فرمايد:

«وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّــلِحُونَ»[1]؛ در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.



اول: شيوه برخورد امام زمان(عجل اللّه فرجه) با مردم، در آغاز ظهور؛
دوم: وظيفه شيعه نسبت به امام زمان(عجل اللّه فرجه) در عصر غيبت.
با توجه به اين كه شما علما، فضلا و وعاظ محترمى كه در اين مجلس حضور داريد، روايات و مطالب فراوانى درباره امام زمان(عجل اللّه فرجه) مطالعه و درباره آن تحقيق كرده ايد و ديدگاه هاى خود را نسبت به ابعاد مختلف اين موضوع در سخنرانى ها و يا نوشته هاى خود بيان كرده ايد، با پرسش هايى كه در اين زمينه وجود دارد و يا شبهاتى كه نسبت به روايات مربوطه به ذهن مى رسد آشنا هستيد. من نيز با توجه به تحقيقاتى كه درباره روايات مختلف مربوط به مسأله ظهور امام زمان(عجل اللّه فرجه) داشته ام بر اساس برداشتم به اين مطلب مى پردازم.

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:32


دانلود نوحه، مداحی ، مرثیه و روضه شهادت امام سجاد (ع)

شهادت امام چهارم ما شیعیان را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گویم

زندگی نامه ای مختصر از امام سجاد (ع)

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:32

يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد

بنشسته سر راهش ، شايد ز سفر آيد

تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش

كوكب شِمُرم هر شب ، شايد كه سحر آيد

هر دم كه رخش بينم خواهم دگرش ديدن

بازش نگرم شايد يك بار دگر آيد

از ديده نهان اما اندر دل من جايش

او را طلبم هر شب شايد كه ز در آيد

با كس نتوانم گفت من راز درون خویش

كز درد غم هجرش دل را چه به سر آيد

مي سوزم و مي سازم از درد فراق اما

تير غم او بر دل افزون ز شمَر آيد
"حيران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم

یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:32

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به مناسبت فرارسیدن نیمه شعبان و سالروز ولادت حضرت ولیعصر (عج) گلچینی از بیانات آیتالله خامنهای را در مورد حضرت ولیعصر ارواحنا لهالفداء منتشر کرده است:

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:32

مقدمه :

فراماسون یک تشکل مخفیست با هدف سلطه بر جهان . در واقع یک نظام برده داری بسیار وسیع است به شکلی که اعضای آن متوجه برده بودن خود نمیشوند.

دجال اخرالزمان

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:32

نزديك به چند دهه اي مي شود كه با اوج گيري ناسيوناليسم عربي از عهد جمال عبدالناصر، دعوايي مجعول و بي محتوا بر سر تغيير نام خليج فارس به خليج عربي ميان ناسيوناليست هاي عرب و ايراني، و بالطبع تا حدي در ميان برخي از مردم اين سرزمين ها در گرفته است كه هراز گاهي با يك بهانه تازه تجديد مي شود و موجي از عصبانيت سطحي و فاقد بنيان منطقي را در ميان روشنفكران ايران و كشورهاي عربي بر مي انگيزد. لازم به ذكر نيست كه بانيان و ادامه دهندگان اين دعوا در خطوط اصلي كساني جز ناسيوناليست هاي پان عرب و پان فارس، كه هر دو طيف در تعصب و نابخردي و تخريب روابط ميان كشورهاي همسايه به دليل تعصب هاي جاهلانه قومي و نژادي هيچ تفاوتي با هم ندارند، نيستند. طي روزهاي اخير اين دعواي اندكي كهنه و به طور كامل پوچ، بعد از چاپ نسخه جديد اطلس جغرافيايي جهان از سوي موسسه معروف نشنال جغرافي، كه در آن نام خليج عربي در داخل پرانتز در زير نام خليج فارس آمده است، شدتي دوباره يافته است تا بدان حد كه مخالفان اين اقدام در ايران هنوز هم بدون توجه به پاسخ منطقي و درست اين موسسه درباره اعتراض هاي طرح شده، كماكان با تحريف اصل ماجرا سخن از تغيير نام (!) از سوي موسسه مزبور به ميان مي آورند و به اين موضوع كه نام خليج عربي تنها در داخل پرانتز و در زير نام خليج فارس به عنوان اسم دوم ذكر شده است، غالبا اشاره اي ندارند ! و با هياهو اصرار دارند تا دايما از تغيير نام و نه ذكر نام دوم سخن بگويند!
اندكي خردمندي و تامل در بنيان اين مرافعه، بي نتيجه بودن و از آن بدتر مخرب بودن آن را به وضوح آشكار مي سازد؛ نخست آن كه درياها و اقيانوس هاي جهان در يك معناي كلي به تمام مردم جهان تعلق دارد و وجود يك نام خاص بر يك دريا در هيچ كجا دليل بر مالكيت سرزمين يا ملتي بر آن نيست. همچنان كه وجود نام اقيانوس هند بر روي اقيانوس مزبور به اين معنا نيست كه مثلا مالك آن اقيانوس هنديان هستند! دوم آن كه تمام درياها و اقيانوس هاي حهان به طور كلي و طبيعي از قديم ترين زمان شناخته شده داراي يك يا چند اسم گوناگون بوده اند كه اين اسامي غالبا از سوي ساكنان كنار آن ها گرفته شده است. همچون درياي خزر كه در طول تاريخ ايران اسامي گوناگوني نظير درياي مازندران،درياي گرگان،درياي قزوين ( كاسپين امروزي در زبان هاي انگليسي و ... ) و درياي خزر داشته است و جالب آن كه نام خزر از تركان يهودي خزر آمده اما با اين حال بدون هيچ اعتراضي از سوي ايرانيان استفاده مي شود. ( و البته در اين مورد تاثير يهوديان را بر فضاي فرهنگي ايران و تلاش آنان براي حفظ اين نام را نبايد ناديده گرفت.)خليج فارس نيز همچون ساير درياهاي جهان از قديم ترين ايام مشخص به دليل نزديكي به منطقه فارس و حاكميت سياسي مستقر در آن منطقه بدين اسم ناميده شده است.
تا آن جا كه به فارس گرايان ايران مربوط مي شود سئوال اين جاست كه چرا در برابر تغيير نام درياي هرموز يا درياي مكران به نام درياي عمان و يا ناميده شدن درياي مازندران به نام درياي خزر اعتراضي نداشته و ندارند اما در برابر نام خليج فارس كه همچون درياي خزر بخش بيش تري از ساحل آن در اختيار كشور هاي همسايه ايران است، اين همه اعتراض و هياهو به راه مي اندازند؟! بي ترديد اگر بر درياي عمان و خزر هم نام فارس وجود مي داشت، به دليل حاكميت فارس گرايي بر فضاي فرهنگي ـــ سياسي ايران، هر گونه تلاشي و از سوي هر ملتي براي تغيير نام آن درياها با اعتراض وسيع اينان مواجه مي شد اما ظاهرا چون درياي مازندران و مكران نام فارس بر خود نداشتند، طبعا دليلي هم براي دفاع از اسامي متعلق به ساكنان مازندران و مكران از سوي فارس گرايان و فارس پرستان وجود نداشته است!
نكته سوم طرح سئوال درباره ريشه اين دعواي ساختگي و وارداتي است؛ بي گمان اين دعوا را مي توان بخشي از تبعات زيان آور و محتوم تفكرات پان گرايانه كه از سوي كشورهاي استعمار گر غربي به ذهن و انديشه روشنفكران كشورهاي خاورميانه تزريق شده اند، دانست. مي دانيم كه هدف اصلي تزريق چنين انديشه هايي از سوي استعمار گران ايجاد شكاف و دشمني ميان مردم منطقه بوده است و هم اينك مي بينيم كه آن ها در رسيدن به اهداف خود تا حد زيادي موفق بوده اند! زيرا صاحبان اين تفكرات همچنان بر طبل پان عربيسم و پان فارسيسم خود مي كوبند و با اصرار بر يك تغيير نام بي فايده و بي نتيجه، آگاهانه يا ناآگاهانه به توسعه و عميق كردن اين دشمني مي پردازند.
بي ترديد اعراب نيز مثل ايرانيان و ساير مردم دنيا حق دارند براي درياي همجوار خودشان نامي برگزينند و هيچ الزامي به تبعيت از نام گذاري ديگران ندارند. همچنان كه ايرانيان حق دارند به درياهاي پيرامون سرزمين شان نام خودشان را بدهند و آن را به كار برند. منتهي اصرار كنوني پان گرايانه ايرانيان و اعراب بر روي تغيير يك نام و يا حفظ آن و يا وادار كردن همديگر و ساير كشورهاي دنيا به استفاده از نام مورد نظر خود، هيچ گونه مبناي علمي،منطقي و ملي يا بين المللي ندارد و تنها مبتني است بر تعصب قومي و نژادي تحت عنوان ملي. ( كه با فرض ملي بودن آن باز هم نوعي تعصب است.) از آن مهم تر اين اصرار و نزاع فاقد هر نوع فايده و سرانجام ملي و سياسي است و از همه تاسف برانگيز تر نتيجه اي جز تخريب روابط سياسي ـــ فرهنگي مردم و كشورهاي منطقه ندارد. بنابراين با توجه به روند قوم گراي اين منازعه جا دارد روشنفكران پان عرب كشور هاي همسايه ايران از خود بپرسند كه از تحريك احساسات پان ايرانيست هاي همقطار خود در ايران چه هدفي را دنبال مي كنند و به فرض تغيير نام خليج فارس به خليج عربي به كدامين نتيجه يا سودي مي رسند؟ و نيز جا دارد تا مدعيان اين نزاع از هر دو سو از خود بپرسند كه چرا مردم پاكستان يا اندونزي يا استراليا بر سر تغيير نام اقيانوس هند به اقيانوس پاكستان يا اسامي ديگر با هم جدال نمي كنند؟
بي شك گفت و گو درباره تغيير نام خليج فارس در ميان كشورهاي منطقه، به زمان حاكميت يافتن خرد جمعي و ملي در ميان مردم اين كشورها موكول و ميسر است و لذا در شرايط كنوني هر نوع هياهو بر سر حفظ يا تغيير نام فعلي و وادار كردن ديگران به پيروي از خواسته هاي خود، ماحصلي جز ايجاد كينه و دشمني ميان همسايگان ندارد و نخواهد داشت. و اگر روزي قرار باشد تا خرد جمعي و ملي مردم كشورهاي منطقه در اين باره تصميم بگيرند و اگر بخواهند نامي مشترك براي اين خليج برگزينند، نام هاي همچون خليج شرق ميانه يا خليج خاورميانه يا خليج اسلامي اسامي عام و مشتركي خواهند بود

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:32

جشن پوریم که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا برگزار میشود به جشن ایرانکشی نیز مشهور است. این جشن براساس داستانی در تورات است .
نام این جشن از کلمه پور به معنای قرعه گرفته شده است. از آن جهت که هامان برای یافتن مناسبترین روز برای اجرای نقشه این قرعه را انداخت.
به گزارش «فردا»، بر مبنای کتاب استر, خشایار شاه در روز جشن تاجگذاری در حال مستی از ملکه «وشتی» میخواهد در برابر مردان آمده تا زیبایی او را به رخ میهمانان بکشد.
اما ملکه به دلیل حجب و حیا و عفت ایرانیاش قبول نمیکند و پادشاه خشمگین شخص دیگری را به عنوان ملکه انتخاب میکند. ملکه جدید که «هدسه یا استر» نام دارد, به همراه عدهای از زنان زیبا به قصر آمده تا با همکاری پسر عمویش مردخای که قیم او نیز هست هامان وزیر خشایار شاه را برکنار کرده و بکشند. بعد از هامان, مردخای را جانشین وی میکنند.
آنها سپس از خشایار شاه اجازه کشتن دشمنان یهود را در 3 روز متوالی میگیرند. خشایار شاه به خواست یهودیان دستور قتل ایرانیان را می دهد.

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:32

خلاصه زندگانى نواب اربعه (رحمة الله علیهم اجمعین)
1- عثمان بن سعید عمرى

اولین نایب امام زمان- علیه السلام- عثمان بن سعید عمرى بود. زندگى او از دوره حضرت هادى- علیه السلام- كه در آن زمان وى (عثمان بن سعید یازده ساله بود، شروع مى شود. بعد از حضرت امام هادى- علیه السلام-، او بر سر پیمان خود وفادار مانده و ملتزم به خدمت حضرت امام حسن عسكرى - علیه السلام-گردید، و تا هنگام شهادت امام حسن عسگرى - علیه السلام- نسبت به آن حضرت وفادار ماند و بعد از او به عنوان نایب خاص امام زمان- علیه السلام- معرفى مى گردید.

تاریخ تولد، وفات و مدت دوران نیابت او به طور دقیق معلوم نیست: لكن ما با جمع قرائن و شواهد، مدت دوران نیابت وى را حدود پنج سال حدس زدیم. در زمان نیابت وى، به علت موقعیت زمانى خاص، مدعیان دورغین كمتر ظاهر شدند و فقط دو نفر، آن هم به صورت كمرنگ چنین ادعایى را داشتند. نایب اول تلاش كرد وانمود كند كه امام حسن عسكرى- علیه السلام- بدون جانشین از دنیا رفته، تا حضرت را از خطر دستگاه عباسى مصون دارد، و از طرف دیگر، سعى مى كرد وجود و حیات مبارك امام

زمان- علیه السلام- را براى شیعیان اثبات كند و مسأله غیبت را به علل قانع كننده توجیه نماید. دوران نیابت وى، مقارن با خلافت «معتمد» بود.
2- محمد بن عثمان عمرى

دومین نایب خاص امام زمان- علیه السلام- محمد بن عثمان عمرى است. ایشان فرزند نایب اول است و او از همان دوران كودكى، همراه پدرش در خدمت حضرت هادى- علیه السلام- بوده و سپس در خدمت امام حسن عسكرى- علیه السلام- و سپس حضرت مهدى - ارواحنا فداه - بعد از درگذشت پدرش، وى را به عنوان نایب خود تعیین نمود، و حدود نیم قرن - طبق نظر اكثر علماء - نماینده و نایب حضرت مهدى - علیه السلام- در تمامى شئون شیعیان بود. بر نیابت وى، سه امام، یعنى امام هادى و امام حسن عسكرى و حضرت ولى عصر- علیهم السلام- تصریح نموده اند. به خاطر طولانى بودن دوران نیابت وى، توقیعات زیادى در زمنیه هاى مختلف، از طرف امام زمان- علیه السلام- در زمان ایشان صادر گشت.

در زمان وى، مدعیان دروغین زیادى پیدا شد، و یكى از كارها و فعالیتهاى مهم او مبارزه مستمر با این مدعیان دروغین نیابت بود، و با سعى و تلاش بى وقفه، توانست عموم شیعیان را از چنگال آنان برهاند و با رسوا كردن آنها به وسیله اخراج توقیعات لعن از طرف امام زمان- علیه السلام- نیابت حقیقى خویش را اثبات بكند. دوران نیابت وى مقارن با بقیه خلافت «معتمد» و خلافت «معتضد» و ده سال از خلافت «مقتدر» بود. مرگ خود را پیشگویى نمود و در سال 305ه.ق. وفات یافت.
3- ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى

سومین نایب خاص امام زمان- علیه السلام- حسین بن روح نوبختى مى باشد. بر خلاف سایر نواب خاص، بعضى از مورخین تنها به جنبه هاى سیاسى زندگانى ایشان

پرداخته اند و بعضى از ابهامات موجود در زندگى دیگر نواب، درباره ایشان كمتر مشاهده مى شود. وى به خاطر نسبتى كه با خاندان نوبختى داشت، در دستگاه عباسى از موقعیت خوبى بر خوردار بود و بسیارى از مشكلات شیعیان را از این طریق حل مى نمود. وى قبل از وزارت حامد بن عباس از آزادى خوبى بهره مند بود؛ لیكن بعد از به وزارت رسیدن حامد بن عباس (306 تا 311) به خاطر كینه این وزیر با شیعیان، فعالیتهاى او محدود شد، و مجبور شد به صورت مخفیانه زندگى كند، و در این مدت، شلمغانى را از طرف خود منصوب نموده بود كه واسطه بین او و شیعیان باشد، او هم، از استتار حسین بن روح سوء استفاده نموده و مدعى نیابت دورغین شد. بعد از عزل حامد بن عباس در سال 311 و وزارت سوم ابن فرات، وى موقعیت خود را باز یافت، لیكن بعد از عزل ابن فرات در سال 312 ه.ق. و كشته شدن او و پسرش، حسین بن روح توسط مقتدر تا سال 317ه.ق. زندانى گشت، و در سال 317ه.ق. از زندان آزاد و به فعالیت خود ادامه داد.

وى معاصر با بقیه خلافت «مقتدر) و قسمتى از خلافت «راضى» بود. مدت نیابت وى 21 سال به طول انجامید و در سال 326ه.ق. وفات یافت.

چهارمین نایب خاص امام زمان- علیه السلام- على بن محمد سمرى است كه بعد از حسین بن روح در سال 326ه.ق. از طرف نایب منصوب شد. وى از اصحاب امام حسن عسكرى- علیه السلام- بوده است. یك هفته قبل از مرگش، توقیعى از طرف امام زمان- علیه السلام- صادر گردید، كه در آن توقیع، حضرت از خاتمه دوران غیبت صغرى و شروع غیبت كبرى خبر داده بود. مدت نیابت وى از سال 326 تا سال 329 ه.ق. به طول انجامید، و در نیمه شعبان آن سال دارفانى را وداع گفت.

4- ابوالحسن على بن محمد سمرى

برچسب: نویسنده: سید ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت: 0:32

صفحه بندی